تبليغاتX
قفنوس و درد دل با امام زمان


  • رمضان تجلی و ابتسمی                       طوبی للعبد اذابتنمی

     

     

    حلول ماه نور بر میهمانان حریم نور مبارک

     

     

     

    اي خدا ملاقاتت نور ديده مي‏خواهد

    نيمه شب مناجاتت دل بريده مي‏خواهد

    اي صفاي نجوايم وي يگانه مولايم

    التجاي كوي تو اشك ديده مي‏خواهد

    دانه دانه اشكم بين شبنم سرشكم بين

    اين دل سيه، وصلت در سپيده مي‏خواهد

    اي بهار فرجامم منكه خارم و خامم

    گلشن بهارت را گل رسيده مي‏خواهد

    شيعه با مناجاتش منتهاي حاجاتش

    آبياري سرخ ياس چيده مي‏خواهد

    روح زندگي زهراست جاودانگي زهراست

    اين دلم دو عالم را زين عقيده مي‏خواهد

    راز دل نياز عشق خواندن نماز عشق

    حالتي مشابه با آن شهيده مي‏خواهد

    هر غم و بلايش را مي‏خرم به جان اما

    درك روضه‏هايش را غم كشيده مي‏خواهد

    اي خدا قبولم كن شيعه بتولم كن

    امتحان عشقت را برگزيده مي‏خواهد

    با ابوتراب امشب مي‏كنم نوا يارب

    عبد خسته زينب سر بريده مي‏خواهد

    اي اميد افطارم وي نويد اسحارم

    طلعت رشيدت را دل نديده مي‏خواهد

     

     

    + نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 11:14 توسط قفنوس |



  • اگر آه تو از جنس نیاز است   در باغ شهادت باز باز است

     

     

    تقدیم به خانواده های صبور نامدارترین بی نشانه ها

     

     

     كجاي منطقه جا ماندي كه من به جانِ تو خشنودم

    نشان به اين كه تو اين جايي به بي نشانِ تو خشنودم

     

    تو در كجاي زمين هستي به آسمان نكند رفتي؟

    من از زمين و زمان تنها به آسمان تو خشنودم

     

    به شانه هاي تو محتاجم دلم گرفته بيا سرگرد

    ستاره مالِ خودت باشد به كهكشان تو خشنودم

     

    انار زخمي سارا را چقدر پز بدهد دارا؟

    به آب هاي جهان بابا كه من به نانِ تو خشنودم

     

    مگر نه اين كه پدر بايد براش ارثيه بگذارد

    من از تو هيچ نمي خواهم به استخوان تو خشنودم

     

    آرش عليزاده ـ رشت

     

     

    + نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 8:59 توسط قفنوس |



  • عشق

    ای كه می پرسی نشان عشق چیست ؛ عشق چیزی جز ظهور مهر نیست

    عشق یعنی مهر بی چون و چرا ؛ عشق یعنی كوشش بی ادعا

    عشق یعنی مهر بی اما ، اگر ؛ عشق یعنی رفتن با پای سر

    عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست ؛ عشق یعنی جان من قربان اوست

    عشق یعنی خواندن از چشمان او ؛ حرفهای دل بدون گفتگو

    عشق یعنی عاشق بی زحمتی ؛ عشق یعنی بوسه بی شهوتی

    عشق ، یار مهربان زندگی ؛ بادبان و نردبان زندگی

    عشق یعنی دشت گلكاری شده ؛ در كویری چشمه ای جاری شده

    یك شقایق در میان دشت خار ؛ باور امكان با یك گل بهار

    در خزانی برگریز و زرد و سخت ؛ عشق تاب آخرین برگ درخت

    عشق یعنی روح را آراستن ؛ بی شمار افتادن و برخاستن

    عشق یعنی زشتی زیبا شده ؛ عشق یعنی گنگی گویا شده

    عشق یعنی مهربانی در عمل ؛ خلق كیفیت به زنبور عسل

    عشق یعنی گل به جای خار باش ؛ پل به جای اینهمه دیوار باش

    عشق یعنی یك نگاه آشنا ؛ دیدن افتادگان زیر پا

    زیر لب با خود ترتم داشتن ؛ بر لب غمگین تبسم كاشتن

    عشق ، آزادی ، رهایی ، ایمنی ؛ عشق زیبایی ، زلالی ، روشنی

    عشق یعنی تنگ بی ماهی شده ؛ عشق یعنی ماهی راهی شده

    عشق یعنی آهویی آرام و رام ؛ عشق صیادی بدون تیر و دام

    عشق یعنی برگ روی ساقه ها ؛ عشق یعنی گل به روی شاخه ها

    عشق یعنی از بدیها اجتناب ؛ بردن پروانه از لای كتاب

    در میان این همه غوغا و شر ؛ عشق یعنی كاهش رنج بشر

    ای توانا ، ناتوان عشق باش ؛ پهلوانا ، پهلوان عشق باش

    ای دلاور ، دل به دست آورده باش ؛ در دل آزرده منزل كرده باش

    عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر ؛ واگذاری آب را بر تشنه تر

    عشق یعنی ساقی كوثر شدن ؛ بی پر و بی پیكر و بی سر شدن

    عشق یعنی خدمت بی منتی ؛ عشق یعنی طاعت بی جنتی

    گاه بر بی احترامی ، احترام ؛ بخشش و مردی به جای انتقام

    عشق را دیدی خودت را خاك كن ؛ سینه ات را در حضورش چاك كن

    عشق آمد خویش را گم كن عزیز ؛ قوت ات را قوت مردم كن عزیز

    عشق یعنی مشكلی آسان كنی ؛ دردی از درمانده ای درمان كنی

    عشق یعنی خویشتن را گم كنی ؛ عشق یعنی خویش را گندم كنی

    عشق یعنی نان ده و از دین مپرس ؛ در مقام بخشش از آیین مپرس

    هركسی او را خدایش جان دهد ؛ آدمی باید كه او را نان دهد

    در تنور عاشقی سردی مكن ؛ در مقام عشق نامردی مكن

    لاف مردی میزنی مردانه باش ؛ در مسیر عاشقی افسانه باش

    دین نداری مردمی آزاده باش ؛ هرچه بالا میروی افتاده باش

    در پناه دین ، دكانداری مكن ؛ چون به خلوت میروی كاری مكن

    عشق یعنی ظاهر باطن نما ؛ باطنی آكنده از نور خدا

    عشق یعنی عارف بی خرقه ای ؛ عشق یعنی بنده ی بی فرقه ای

    عشق یعنی آنچنان در نیستی ؛ تا كه معشوقت نداند كیستی